مجموعه آبشارهای شوشتر در دوران ساسانیان، جهت بهره گیری از نیروی آب بهعنوان محرک آسیابهای صنعتی ساخته شده است. در این مجموعه بزرگ، ساختمان آسیابها، آبشارها، کانالها و تونلهای عظیم هدایت آب و سیکاکه محلی جهت استراحت و تفریح است قابل توجه و جالب هستند. در سفرنامه مادام دیولافوآ باستان شناس نامدار فرانسوی از این محوطه به عنوان بزرگترین مجموعه صنعتی پیش از انقلاب صنعتی یاد شده است.
مجموعه تصاویر آبشار های شوشتر -شهاب نوری


مجتبی هیودی، وبلاگ نویس لر، در «مندیر بهارون» نوشته است: به دليل بالا رفتن بيش از حد ميزان كرايه حمل و نقل، تعداد قابل ملاحضه اي از عشاير ميوند بختیاری بازگشتي دوباره به كوچ مال رو داشتند.
بنا به اظهار آگاهان محلي حدود 15درصد از عشاير ميوند بختياري كه همه ساله، كوچ پاييزه را به وسيله ماشين انجام مي دادند؛ امسال به دليل عدم توانايي پرداخت كرايه ماشين بازگشتي دوباره به كوچ مال رو داشتند.
اين در حالي است كه طي سه دهه گذشته با توجه به مشقات كوچ مال رو و تغيير شرايط اجتماعي_اقتصادي عشاير بختياري، كوچ ماشيني به مرور زمان جايگزين كوچ ذكر شده گرديد.
از جمله دلايل بالا رفتن نرخ كرايه از 150 هزارتومان در پاييز گذشته به 250هزار تومان، سهميه بندي بنزين و بالا رفتن حجم حمل و نقل ماشين هاي ديزلي بيان شد.
گفتني است كوچ پاييزه عشاير ميوند بختياري حدود 20روز به طول مي انجامد و طي اين مدت عشاير ميوند پس از گذشتن از ميان كوه به حوالي شهرستان دزفول عزيمت مي كنند.
زمين هاي ييلاقي عشاير ميوند بختياري در جنوب استان لرستان و گرمسير اين عشاير در شمال شهرستان دزفول مي باشد.
هفته نامه «زردکوه» استان چهارمحال و بختیاری به مناسبت هفته گردشگری اقدام به انتشار ویژه نامه ای مشتمل بر معرفی توانمندی های گردشگری استان و نیز کاستی ها و برنامه های در دست اجرا در سطح استان نموده است.
در این ویژه نامه در گفتگو با اسفندیار حیدری پور، رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان به اهم مسایل مربوط به «میراث فرهنگی و گردشگری» استان اشاره شده، حیدری پور در این مصاحبه عنوان کرده است:
«یکی از بزرگترین سرمایه استان جایگاه ویژه مناطق طبیعی و منظره خاص طبیعت این استان است، با بررسی علاقه مندی های طبیعت گردها متوجه می شویم 95 درصد علاقه مندیها در اینجا وجود دارد، کوه، تالاب، دریاچه های مصنوعی و طبیعی، چشمه، جنگل، رودخانه های بزرگ با قابلیتهای خاص، گونه های گیاهی، حیات وحش و یخچالهای طبیعی در قلل مرتفع استان، تقریبا تمام قابلیتهای طبیعی لازم را در استان به وجود آورده اند تا این استان از نظر اکوتوریسم جایگاه عالی داشته باشد.»
وی درباره مشارکت بخش خصوصی اشاره کرده است: «با مشارکت و سرمایه گذاری بخش خصوصی ایجاد 6 منطقه گردشگری (4منطقه ویژه گردشگری ملی و 2 منطقه استانی)، احداث مجموعه های بین راهی، ساخت و مطالعه هتل ها و مجموعه های فرهنگی، گردشگری، کمپینگ ها و مجموعه های اقامتی انجام می شوند.»
ریاست سازمان میراث فرهنگی و گردشگری همچنین در پاسخ سوالی از «زردکوه» نوید داده است:
«کوچ عشایر بختیاری به خاطر آنکه کمتر دستخوش حوادث و تغییرات شده است می تواند به عنوان میراث فرهنگی به ثبت آثار برسد به طوری که الان فضای کار موجود به ما اجازه می دهد تا مواریث معنوی را به ثبت جهانی برسانیم»
۱.به تازگی کوچ پاییزه بختیاریان و دیگر ایلات ایران شروع شده ، به جرات م توان گفت که کوچ زیبا ترین و عجیب ترین سبک زندگی در حال حاضر محسوب می شود ، فرهنگی که باعث شگفتی انسان های شهر نشین و راحت طلب می شود . واقعا حقیقت زندگی کوچ نشینی چیست که با وجود سختی های طاقت فرسا هنوز بعد قرن ها دوام آورده و هنوز مردمانی هستند که آن را به زندگی راحت طلبانه و پر از نیرنگ شهر ترجیح می دهند ؟؟
هر بار که کوچ ایل آغاز میشود ، سوالات بسیاری مطرح می شود ، سوالاتی که شاید یک پاسخ نانوشته داشته باشد ، نظر شما چیست ؟
آیا کوچ نشینی رو به زوال است و نابود می شود ؟
آیا کوچ نشینی کاری بی فایده است؟
آیا کوچ با عث تخریب و نابودی طبیعت است ؟
آیا کوچ نشینان باید اسکان پیدا کنند ؟
اصلا چرا عده ای در قرن ۲۱ کوچ نشین اند؟
زباله های انسان های مثلا مدرن و شهر نشین طبیعت را نابود می کند یا کوچ ؟
کوچ را به عنوان یک روش زندگی – یک راه برای رسیدن به هدفی از زنده بودن ،قبول دارید ؟
به هر حال شناخت زندگی کوچ نشینی با محاسبات عقلی و جامعه شناسی و منطقی و ... ممکن نیست ، آن چیزی که باعث پایداری کوچ نشنینی شده هنوز هم می تواند آن را از زوال حفظ کند حتی اگر همه چیز دست در دست هم دهد تا با فشار های پنهانی ، کوچ نشنینی را از انسان های آزاد بگیرد . کوچ یک فرهنگ و یک میراث است ، فرهنگ و میراثی از انسان های آزاد اولیه اما بالاتر از آن کوچ نشینی سبکی از زندگی است که هنوز کسانی آن را به عنوان راه زندگی انتخاب می کنند ، راهی که انتخاب آن با مسائل اقتصادی و رفاهی و .. همخوانی ندارد اما هنوز هم انتخاب می شود . پس لطفا در جواب به سوالات بالا از نکته ای که گفتم غافل نشوید .
برای شناخت حقیقت کوچ ، باید کوچ کرد اما اگر نمی توانید کوچ کنید پس حداقل کمی در باره این فرهنگ ، این راه عجیب زندگی تحقیق کنید تا شاید با حس کوچ کردن کمی آشنا شوید ، احساسی که این راه زندگی را جاودانه نگه داشته ، حسی که باعث شده تا فیلم علف یا فیلمی چون مردمان باد برای همیشه در سینمای مستند جهان جاودانه بمانند .
با این حال تصمیم گرفتم تا یک مقاله در مورد کوچ و همچنین خبری که به تازگی در ایسکا نیوز در مورد کوچ چاپ شده را در اینجا قرار بدم تا شما خود بخوانید و قضاوت کنید - نظرات خودتون را هم از ما دریغ نکنید .
۲.
این مقاله در ارتباط با فرهنگ عشایر بختیاری نگاشته شده است و تلفیقی است از مشاهدات و برداشتهای Helia Bahrami .
مکان: چهارمحال و بختیاری. شهرستان کوهرنگ. منطقه چلگرد
زمان: 12-10 خرداد ماه 85
(جمعی از دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران به سرپرستی دکتر جلال الدین رفیع فر)
دنیای پیچیده امروز، بدلیل شتاب همراه شدن با تکنولوژی ها انتخاب یک زندگی بهتر را دشوار کرده است و دیدگاهها را در مورد سبک، روش و شیوه های زندگی برای شاد زیستن متفاوت نموده است.
اما به هر جهت، گروه کثیری از جمعیت ایران با وجود عدم جذابیت و نیز عدم وجود راحتی ایده آل در زندگی شهرنشینی و تنها برای همراهی با تکنولوژی مدرن این نوع زندگی، از طبیعت، انس و هم آغوشی با آن دور مانده است.
بایدگفت؛ کوچ نشینی کهن ترین شیوه زیست بشر است که پابرجا ماندنش تا عهد حاضراز بزرگترین جاذبه های این شیوه فرهنگی معیشت است.
جمعیت عشایر(بعنوان مهم ترین جمعیت کوچنده) که از دیرباز تا به امروز برای تأمین مایحتاجش، کوهها و دشتها را با تابعیت از زمان طی می کند، دز ابتدای قرن حاضر، تنها با جمعیتی حدود 2درصد(1میلیون و 400هزار نفر) روندی شتابناک را به سمت زوال می پیماید.
عشایری که بازماندگان روزگاران قدیم اند و همچنان چرخیدن چرخ زندگیشان را از زمین و آسمان و حیوانات وام می گیرند.
آنها؛ یادگاران بشریت و حافظان و حاملان ارزشها و میراث فرهنگی اصیل ایرانیند که به شیوه ای باورنکردنی و طی قرنها و سالیان طولانی اقدام به حفظ سنن و آداب و رسوم گذشته خود نموده اند که این اصالت را به جاذبه ای برای صنعت گردشگری بدل کرده است، بطوریکه اگر هر عنصر فرهنگی را در نظر بگیریم یا برگرفته از فرهنگ این قشر منظم تولیدکننده است یا بنوعی با آن در ارتباط است و این ویژگی سبب ملموس شدن فرهنگ این جامعه برای تمام اقشار جامعه گردیده است.
توانایی همرنگ شدن با شرایط محیطی و شیوه زیستشان(بعنوان مهم ترین ویژگی این قشر فرهنگی)، مسکن، زبان، موسیقی، رقص ها، غذاها، لباسهای محلی، آثار و صنایع دستی به همراه آیین های به جای آوردن جشن ها از مهم ترین جاذبه های ایلات و عشایر است که بعنوان نمادی از زندگی سنتی بشر و هماهنگیش با طبیعت و نیز ویژگی منحصر به فرد مردم شناسانه ای که در خود داراست، می تواند عاملی برای جذب و جلب گردشگران باشد که متأسفانه در واقعیت جامعه امروز، چنین نیست.
در جامعه امروز و در نگاه برنامه ریزان و سیاستگزاران، یک دید کمیت گرا از مفهوم توسعه شکل گرفته است که شامل نگرشی است که توسعه را گذار از مرحله دامداری - کشاورزی و ورود به مرحله صنعتی می داند، بی آنکه بداند کشاورزی و دامداری، بدلیل ویژگی خودکفایی از ضروریات و پایه های توسعه یافتگی در هر کشوری است.
منکر ضرورت وجود تکنولوژی و صنعت در زندگی نیستیم، اما با تغییر شکل زندگی عشیره ای در ایران، عشایر بدون هیچ منفعتی به سمت یکجانشینی در شهرها و روستاها حرکت می کنند و این قطعا موجب تضعیف کشاورزی و نیز صنعت دامداری می گردد.
در این سفر 3روزه، هرچند زمان برای دیدن واقعیات اندک بود اما آنچه دیدیم همه نشان از عدم انگیزه کافی برای زندگی در زیر چادر بود، عشایری که تنها نیازمند درک بیشتر و داشتن منزلت اجتماعی بالاترند و مهم برایشان آنست که دست کم گرفته نشوند، امروز با نوعی توسعه نیافتگی شدید ناشی از فشارهای بیرونی و تحولات درونی روبرویند و با وجود رضایت نسبی از نحوه زندگیشان، گرایش به شهرنشبنی دارند.
عشایر ایران قدم در راهی گذاشته اند که اگر اصلاح نگردد، تنها نامی ازآنها در تاریخ باقی خواهدماند و این برای این جامعه تأثیرگذار؛ بعنوان یک هویت و میراث زنده ملی نمی تواند چندان خوشایند باشد.
به عبارتی؛ دولت باید توسعه را بگونه ای وارد زندگی عشایر نماید که خود عشایر در نهادینه شدن این تغییرات دخیل شوند، در غیر اینصورت باز هم با همان دوگانگی حرکتی روبرو خواهیم بود، به این معنا که عشایر؛ از یکسو به شیوه رضایتمند گذشته خود ادامه خواهدداد و از سوی دیگر؛ دولت نیز بر تغییر شیوه کوچ نشینی آنها به سمت یکجانشینی اصرار خواهدورزید.
با پاگرفتن دانش مردم شناسی در خانواده دانشهای اجتماعی در غرب، پژوهشهای میدانی مردمشناسان در شناخت ساختارهای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی وسیاسی جوامع انسانی در کنار پژوهشهای اسنادی قرارگرفت و از نیمه نخست سده بیستم میلادی، سرزمین و فرهنگ بکر و سنتی ایرانی (بویژه فرهنگ ایلی) نیز در حوزه کار و پژوهشهای مردمشناسان غربی قرار گرفت.
در طول تاریخ، جامعه عشایری نقش بسیار مهمی را در در تاریخ ایران ایفا کرده اند و بسیاری از دولتها و حکومتهای بعد از اسلام، از میان ایلات و عشایر برخاسته اند(افشاریه، زندیه، قاجاریه و...) و قدرت حکومتهای غیر ایلی نیز متکی به این تشکیلات بوده است.(صفویان) از این رو باید گفت شناخت ایلات و عشایر در جهان و بویژه در خاورمیانه و شمال آفریقا برای کشورهای استعمارگر از اهمیتی خاص برخوردار بوده است.(که این بدلیل نقش ایلات در ثبات و عدم ثبات حکومتهای مرکزی و محدوده سکونتشان در مناطق استراتژیک بوده است)
از جمله ویژگیهای جوامع کوچ نشین، گوناگونی و پیچیدگی خارق العاده آنهاست و همین ویژگی و سوالاتی نظیر چرائی گوناگونی و تفاوت این جوامع نسبت به هم و بررسی ویژگی های درونی و تاثیرات بیرونی اقوام کوچ نشین، سبب جذب جغرافیدانان و بویژه مردم شناسان گردیده است.
پس از موسسه مطالعاتی و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران، مطالعات منسجم و سیستماتیک از طرف جغرافیدانان، مردم شناسان، جامعه شناسان، اقتصاددانان ایرانی و خارجی انجام گرفت. این مطالعات عمدتا به دو دسته قابل تقسیم است : یکی مطالعات علمی محض که توسط محققان و دانشجویان و از روی علاقه و بدون قصد سیاسی انجام میشده و دیگری مطالعات سفارشی که توسط ارگانها، سازمانها و وزارتخانه ها و موسسات تحقیقاتی خارجی انجام یافته است.
در این زمینه باید از پیشروانی چون ژان پیر دیگار، کارل فیلبرگ(کوچندگان لرستان)، هنری فیلد(مردم شناسی جسمانی و...) و فردریک بارث(تک نگاری ایل باصری) نام برد. پس از این افراد بود که تحقیقات میدانی در جامعه ایلی و کوچنده ایران و شناخت از موضوعات آنها در میان مطالعات و تحقیقات مردم شناسان و دانشجویان مردم شناسی ایرانی و خارجی(بویژه اروپائی و آمریکائی) جایگاه ویژه ای پیدا کرد.
اما طولانی ترین تحقیقات مردمشناسی میدانی را در ایران ریچارد تایر؛ مردم شناس انگلیسی در میان جامعه ایلی شاهسون و راینولد هانس لفلر و همسرش اریکا فریدل؛ مردم شناسان اتریشی تبار امریکائی در میان جامعه ایلی بوئر احمدی انجام دادند، البته گفتنی است که قبل از این مطالعات میدانی، شماری از پژوهشگران ایرانی و خارجی نیز خارج از حوزه مردم شناسی در زمینه منشا و ریشه اقوام ایلی، فرهنگ ، دین، تاریخ و زبان آنها به پژوهش پرداختند.
3.
علی محمد نمازی روز یکشنبه در گفت و گو با خبرنگار گروه علمی فرهنگی باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز" افزود: حرکت کوچ پاییزه به صورت منسجم انجام نخواهد شد و عشایر تا رسیدن به قشلاق بین ایل راهها اطراق می کنند.
وی استفاده کنندگان از مراتع کشور را کوچ رو دانست و افزود: ایل های معروف کشور از جمله ایل قشقایی، ایل بختیاری، شاهسون و... که گوسفند زیاد دارند همه کوچ رو هستند.
نمازی یکی از سیاست های دولت جهت حفظ و نگهداری مراتع را اسکان عشایر دانست و اظهار داشت؛ با تشویق عشایر به اسکان در صددند که دامداری صنعتی و اراضی را به کشاورزی و باغات تبدیل کنند، چرا که تعداد دام های موجود از حجم مراتع بیشتر شده است.
دبیر کمیته توریسم روستایی و عشایری درخصوص مسیرهای عشایر کوچ رو اظهار داشت: هر جا که ییلاق و قشلاقی وجود دارد دارای ایل راه است از جمله ایل بختیاری از چهار محال به اصفهان و سپس خوزستان حرکت می کنند و ایل قشقایی به بوشهر و ...به استان های همجواری که دارای مناطق گرمتری هستند کوچ می کنند.
وی جمعیت عشایر را نسبت به جمعیت کل کشور 2 درصد دانست و گفت: در طول سالهای گذشته عشایر به دلیل از بین رفتن ایل راهها، تبدیل به اراضی کشاورزی، تبدیل به واحدهای مسکونی و توسعه روستاها، ایل راهها مسدود شده و در این راستا مجبورند بنه و وسایل خود را با ماشین حمل کنند.
وی استفاده از وسایل نقلیه برای کوچ را مخصوص ییلاق دانست و گفت: با توجه به اینکه حجم عظیمی از ایل ها با هم حرکت می کنند برای جلوگیری از آسیب به دام ها و تصادفات جاده ای مجبورند از کامیون برای حمل دام ها و بنه استفاده کنند.
واقعا جای تاسف است که جایی مثل ایذه با آن همه تمدن و نگار کنده های عظیم و قدیمی هنوز مورد بی توجهی و نابودی است . سنگ نگاره های ایذه اگر در برخی موارد از دیگر نگاره های دیگر مهمتر نباشد ،کم ارزش تر هم نیست . تاریخ ایران تنها مربوط به تمدن اسلامی نیست - تنها مربوط به شاهنشاهی هخامنشی هم نیست و همینطور دوران ساسانی یا اشکانی .
جیرفت ،سیستان ، عیلام و ایذه و دیگر جاها نیز جزء پر ارزشی از این تمدن اند . جای تاسف است که هنوز بر روی نقوش تخت جمشید رنگ پاشیده می شود و یا غیره اما این موضوع نباید باعث شود تا توجه همگان به آن معطوف شود .اگر شما تاسف می خورید که چرا ۷۰ سال قبل فلان انگلیسی بر روی تخت جمشید یادگاری نوشته و یا چرا سربازان هندی از آن به عنوان هدف تیر اندازی استفاده کرده اند ، نباید کاری کنید که ۵۰ سال بعد فرزندانتان با دیدن خرابه های نگاره های ایذه شما را سرزنش کنند.
نگاره های ۳ هزار ساله جیرفت در وضع تاسف باری هنوز به بقای خود ادامه می دهد و هرکس به راحتی می تواند به آن آسیب برساند . و جالب اینجاست که هنوز این نگاره ها مستند سازی نشده اند چه برسد به حفاظت و .... .
خلاصه اینکه وقتی در تخت جمشید با آن همه حفاظت و حساسیت هنوز با پیچ گوشتی به جان سربازان سنگی می افتند خودتان تصور کنید که همین الان چه فاجعه ای در ایذه در حال وقوع است ، جایی که هنوز مستند سازی هم نشده !!!!!!!!!!!!!
۲.
نگار كندهاي ايذه سند هويت ندارند
زهرا کشوری
معاونت فرهنگي سازمان ميراث فرهنگي، صنايعدستي و گردشگري مستندنگاري نگاركندهاي سه هزار ساله را ضروريترين اقدام براي نجاتبخشي اين آثار خواند.
نخستين بار نقش زن در ايذه درسه هزارسال پيش به تصوير كشيده شد
ا
يذه_خبرگزاري ميراث فرهنگي_ميراث فرهنگي_ معاونت فرهنگي سازمان ميراث فرهنگي، صنايعدستي وگردشگري كشور خواستار مستندنگاري نگاركندهاي ايذه به عنوان نخستين گام براي نجاتبخشي يادمانهاي سههزار ساله كشور شد.
رنگپاشي و يادگاري نويسي روي نقش برجستههاي ايذه تا حدي وسعت گرفته كه به اعتقاد كارشناسان شايد تا چند وقت ديگر نتوان به راحتي نقش ها و خط نوشتههاي به جامانده از دوران ايلامي اين شهر را ديد. اين وضعيت به اعتراض رسانهها و گردشگران شهر ايذه منجر شدهاست.
"سياوش صابري"، مديركل دفتر محوطهها و بناهاي تاريخي كشور در گفتگو با ميراثخبر از ديدار خود ازوضعيت نگاركندهاي سههزارساله ايذه خبر داد و مستندنگاري نگاركندهاي ايلامي در شهر ايذه را نخستين و مهمترين اقدام براي نجاتبخشي اين ايلامي كشور دانست.
معاونت فرهنگي سازمان ميراث فرهنگي اعتبار لازم براي مستندنگاري اين آثار را تامين ميكند.
وي مستندنگاري نگاركندهاي ايذه را يكي از اقدامات ضروري عنوان كرد و افزود:«مستندنگاري هر چه زودتر بايد انجام شود. چون در صورت وقوع اتفاقي براي اين آثار هيچ مدرك و گزارش از اين آثار براي مطالعات و نسل آينده در دست نيست.»
صابري همچنين فرهنگسازي را مهمترين بحث براي جلوگيري از تخريب آثار تاريخي اين شهر دانست.
|
علی سهیلی پور جيرفت !! تا چند سال پيش هر وقت نامش را مي شنيدم فقط يک شهرستان در جنوب شرقي استان کرمان را برايم تداعي مي کرد ولي اکنون پرفسور يوسف مجيدزاده (سرپرست کاوش هاي حوزه هليل رود) مي گويد: مجيد زاده ضمن اشاره به كشف بخشي از يك آجر كتيبه دار با دو سطر نوشته در بخش بناي يادماني محوطه ي باستاني " كُنارصندل " جيرفت نتايج پژهش هاي زبان شناسي را اين گونه اعلام كرد: |
" پژوهش هاي پنج زبان شناس آمريكايي، فرانسوي، روسي، دانماركي و ايراني روي كتيبه كشف شده در جيرفت نشان داد كه خط عيلامي نوشتاري اين منطقه، 300 سال از خط نوشتاري تمدن بزرگ شوش(كتيبه ي پوزور اين شوشيناك، پادشاه عيلامي) كهن تر است. باستانشناسان احتمال ميدهند كه خط نوشتاري عيلامي از جيرفت به شوش رفته و اين خط قديميترين خط نوشتاري كشف شده باشد. وي ادامه داد: کشف خط در جيرفت علاوه بر اينکه نشان از حضور يک تمدن پيشرفته دارد مي تواند نشان دهد که ساکنان جيرفت در پنج هزار سال پيش داراي حکومت، دولت مقتدر و نظام سياسي و اقتصادي قوي بودهاند.
كاوش هاي باستانشناسي بيانگر قدمتي 8 هزار ساله براي تمدن بينالنهرين است ولي عمليات ژئوفيزيك کارشناسان فرانسوي وجود آثار باستاني مربوط به جيرفت در عمق 11 متري سطح زمين را ثابت مي كند كه اين 11 متر در علم باستان شناسي معادل 10 هزار سال تمدن است (كه قديمي تري نسخه هاي خط عيلامي در سطحي ترين لايه هاي اين منطقه به دست آمده) و اين آغاز تجديد نظر درباره آن چيزي است که بينالنهرين را خاستگاه علم ميدانست
مطالعه ي بيش از 250 مهر كشف شده در جيرفت نشان داد كه اين منطقه در هزاره سوم پيش از ميلاد چهار راه تجارت و مركز تجاري دنياي باستان بوده است. اين مطالعات اثبات كرد كه شهر باستاني كنارصندل در حوزه هليلرود چهارراه تجاري بين افغانستان، پاكستان، تاجيكستان، خليجفارس و بينالنهرين بوده است.
|
|
تعداد بسيار زيادي ابزار سنگي در جيرفت كشف شده كه تاكنون كاربرد 1315 فقره آنها شناسايي شده است. وجود اين همه آثاربدون شك نشان از يك جامعه صنعتگر فعال و ماهر دارد.
« رفيعفر » استاد دانشگاه تهران در همايش معرفي و شناخت تمدن کهن جيرفت مي گويد:
"" كارشناسان هنوز نميدانند اهالي اين سرزمين چگونه معادن اين سنگها را كشف كرده و چه تكنيكي براي ساخت آنها به كار بردهاند با توجه به ظرافت كم نظير اين آثار، نميتوان با ضربه معمولي اين آثار را ساخت. براي توليد چنين ابزاري يك فشار محاسبه شده لازم است. در ساخت اين ابزار به احتمال بسيار زياد از تكنولوژي فشار مدور استفاده شده است. "
همچنين در اولين فصل کاوش، باستان شناسان موفق به کشف يک سازه مذهبي مربوط به 2300 سال پيش از ميلاد شدند كه 200 سال كهن تر از قديمي ترين زيگوات بين النهرين، زيگورات «اورنمو» پادشاه اور سومر است که قدمت آن به 2100 قبل از ميلاد ميرسد .
تمدن در حراج ...........
|
اما بيائيم به جرايد يکي دو سال پيش نگاهي بيندازيم. نداي عتيقه هاي جيرفت را مي شود از حراجي هاي ساتبي و کريستي لندن شنيد! همه از يک فاجعه ي فرهنگي سخن مي گويند، شاهكارهاي بي نظير باستاني اين سرزمين را به اسم اشياي آسيايي در سراسر جهان مي فروشند و آنها هم كه بايد صدايشان در آيد، چشمانشان را بسته اند آخر باور کردنش سخت است، که حدود دو ، سه سال، قاچاقچيان عتيقه به صورت دسته جمعي به غارت اشياي ارزشمند جيرفت بپردازند و هيچ کس هم توجهي به آنها نداشته باشد.حفاران حرفه اي آزادانه به كار خود ادامه مي دهند! ده هزار سوراخ بر پيكر جيرفت ، ده هزار زخم بر بدنه ي تمدن ايران! عبدالعلي حسام عارفي، رئيس موزه باستان شناسي جيرفت مي گويد در سال 80 که متوجه اولين حفاري هاي غيرمجاز شدم به ده ها تن از مسئولين استان نامه نوشتم و عمق فاجعه را براي آنها شرح دادم. در آن موقع با يکي دو تن از مامورين انتظامي مشکل حل مي شد، ولي دريغ از يک جواب! مجيد زاده مي گويد اسم 30 دلال و قاچاقچي بزرگ جيرفت به مسئولان داده شد اما هيچ برخوردي با آنها نشده است . شخصي با 300 شيء در بردسير دستگير شد اما يک شب هم در زندان نماند! |
|
شايد عجيب باشد اگر پرفسور مجيد زاده براي ما از ارزش مادي اشياي جيرفت بگويد ولي امكان دارد اگر مسئولان ارزش مادي عتيقه هاي جيرفت را بدانند آن وقت براي تمدن گمشده و شناسنامه ي سوخته ي اين ملت کاري کنند!
به گفته ي بسياري از مسئولان در اين چندسال صد هزار شيء تاريخي (مربوط به جيرفت) از کشور خارج شده که قيمت هر يک از آنها بين 40 هزار يورو تا 150 هزار يورو است که اگر قيمت هر شيء تاريخي جيرفت را به طور ميانگين شصت هزار يورو فرض کنيم و آن را در عدد 100 هزار شيء ضرب کنيم 6 ميليارد يورو يا بهتر است بگوئيم 6 هزار ميليارد تومان مي شود که برابر 4 سال فروش نفت ايران است(البته با قیمت همان سالها( ! !
آري ، به يغما بردند . . . ميراث پدرانمان را !


