تبليغاتX
طبیعت ، تاریخ ، فرهنگ و بختیاری - زيگورات چغازنبيل 2
معماري نجومي زيگورات چغازنبيل
زيگورات چغازنبيل در استان خوزستان و در فاصله 40 كيلومتري جنوب شرقي شوش و 20 كيلومتري هفت‌تپه و در نزديكي كرانه غربي رود دز جاي گرفته است
 
اين زيگورات نيايشگاهي است كه در سال1250 پيش از ميلاد در دوره عيلاميان به فرمان پادشاه مشهور عيلامي به نام «اونتاش‌ گال» (1265- 1245 پيش از ميلاد) در ميانه شهر «دور اونتاشي» ساخته شده است
زيگورات چغازنبيل كه از بزرگترين بناهاي باستاني ايران به شمار مي‌رود، به تمامي از خشت و آجر در زميني به مساحت 11000 متر مربع و در 5 طبقه ساخته شده و ارتفاع آن در زمان آباداني به قريب 50 متر و سطح زيربناي آن به 25000 متر مربع مي‌رسيده است. هم اكنون نيمي از ارتفاع اين بنا از بين رفته است

رصدخانه يا بناي تقويمي مجاور زيگورات چغازنبيل، عكس از غياث‌آبادي، ۱۳۷۹


در سه سوي زيگورات چغازنبيل سه بناي كوچك آجريِ دايره‌اي شكل ساخته شده است كه تنها يكي از آنها كه در سوي شمال غربي قرار دارد تا حدودي سالم باقي مانده بود و ديگري كه در سوي جنوب غربي قرار دارد به دست مرمتگران عضو هيئت كاوش فرانسوي شبيه به نمونه سالمِ شمال غربي بازسازي شد. در اين بازسازي تنها نيمي از بنا ساخته شد و از بازسازي نيمه ديگر صرفنظر شد. بناي شمال شرقي كاملاً از بين رفته و تنها شالوده آن باقي مانده است

در باره كاربرد اين سه بنا نظريه‌هاي متفاوتي عرضه شده بود. رومان گيرشمن سرپرست هيئت كـاوش چغـازنبيـل و نيز آندره پـارو از آن به عنوان «پـوستامنـت» ‌به معناي پايه مجسمه نام برده‌اند. عده‌اي ديگر آنرا سكو، نيمكت، مذبح، محراب و قربانگاه دانسته‌اند؛ و بعضي ديگر به دليل شكل نيم‌دايره‌ايِ بناي بازسازي شده از آن به عنوان تريبون سخنراني ياد كرده‌اند. غافل از آنكه شكل نيم‌دايره‌اي آن تنها به اين سبب بوده كه تنها يك نيمه آن به دست مرمتگران بازسازي شده است. البته و بي‌گمان احتمال «پايه مجسمه» بودن اين بنا منافاتي با كاربرد تقويمي آن ندارد.

در چهار سوي اين سه بنا، چهار آفتاب‌سنج آجري به شكل تاق‌نما يا پنجره‌نما ساخته شده است كه با آفتاب‌سنج‌هاي رصدخانه نقش‌رستم شباهت ظاهري دارند

به گمان اين نگارنده، اين سه بنا كه بر روي هم مجموعه واحدي را تشكيل مي‌دهند، يك رصدخانه يا تقويم آفتابي براي سنجش گردش خورشيد و به تبع آن نگهداشتن حساب سال و سالشماري و استخراج تقويم و تشخيص روزهاي اول و مياني هر فصل سال يا اعتدالين بهاري و پاييزي و انقلاب‌هاي تابستاني و زمستاني بوده است

تغييرات زاويه بين گوشه‌هاي آفتاب‌سنج‌ها (كه تعدا آنها در مجموع به 12 عدد مي‌رسيده است) با تغييرات زاويه طلوع خورشيد در آغاز هر يك از فصل‌هاي سال برابر است. يا عبارت ديگر اين آفتاب‌سنج‌ها به گونه‌اي طراحي و ساخته شده‌اند كه بتوان هنگام طلوع يا غروب خورشيد با مشاهده سايه‌هاي متشكله در آن، آغاز يا ميانه هر يك از فصل‌ها كه منطبق با اعتدال‌هاي بهاري يا پاييزي و انقلاب‌هاي تابستاني و زمستاني مي‌باشد را تشخيص داد. اينگونه گاهشماري كه نه مبتني بر ماه‌هاي دوازده‌گانه، كه بر مبناي تقسيم برابر فصول به بازه‌هاي زماني برابر است، در نظام گاهشماري گاهنباري ايران بكار مي‌رفته است كه در فرصت ديگري به نظام گاهشماري خواهيم پرداخت. (براي آگاهي بيشتر از رصدخانه مجاور چغازنبيل نگاه كنيد به جلد يكم مجموعه مقاله‌هاي پژوهش‌هاي ايراني، 1380، از همين نگارنده).

در واقع شكل خاص اين تاق‌نماها كه با چند قوس يا رديفٍ پشت سر هم به ترتيب كوچك مي‌شوند؛ در آيين معماري باستان جايگاه ويژه‌اي داشته‌اند كه هر چند در آغاز براي كاربرد ويژه آفتاب‌سنجي آن ساخته مي‌شدند، اما بزودي به عنوان يك طرح تزئيني در بسياري از بناها و بخصوص در دروازه ورودي آن بكار گرفته شد

نمونه اين تاق‌نماها در بناهاي باستانيِ عيلامي و هخامنشي در شوش، بناهاي اورارتويي در پيرامون درياچه وان، بناهاي بين‌النهريني در اوروك و در نيايشگاه سفيد، بناهاي هخامنشي در تخت‌جمشيد، بناهاي اشكاني در نسا و هَترا (الحضره)، بناهاي ساساني در فيروزآباد و بيشاپور و تخت‌سليمان، و نيز در بسياري جاهاي ديگر ديده مي‌شوند

در چغازنبيل آجرهاي سازنده اين آفتاب‌سنج‌ها اختصاصاً براي همين كاربرد طراحي و قالب‌ريزي شده‌اند و داراي شكل خاص هشت ضلعي مي‌باشند. بر روي شش ضلع بيرونيِ يك رج از اين آجرها، كتيبه‌اي به خط و زبان عيلامي نگاشته شده است

من اونتـاش گـال، پسر هـومبـانومنـا، شاه انزان وشوش، من در اينجا بناي محترمي ساختم، يك سيـان كـوك. درسـال‌ها و روزهـاي پر شمار پادشاهي طولاني به دست آوردم. من بنا كردم يك شونشو ايرپي. من براي خداي گا ل واينشوشيناك يك سيان كوك ساختم

معـناي دو واژه مـهــم و كـليــدي ســيـــان كـــوك و شونشو ايرپي مشخص نشده است. م. ج. استو از سيان‌كوك به معناي احتمالي «ديدگاه، چشم‌انداز، ديدارگاه» نام مي‌برد (م. ج. استو، چغازنبيل- دور اونتاش، جلد سوم، متون ايلامي و اكدي، ترجمه اصغر كريمي، 1375) و به گمان ما تا حد زيادي به معناي حقيقي آن كه مفهوم رصدگاه و رصدخانه را مي‌رساند، نزديك شده است. كاربرد اين بنا صحت اين نام‌گذاري را تاييد مي‌كند

همچنين علاوه بر آفتا‌ب‌سنج‌هاي فوق، بناي زيگورات چغازنبيل بگونه‌اي ساخته شده است كه زاويه خط افق با خطي‌ فرضي كه گوشه طبقه اول هر ضلع از بنا را به بالاترين طبقه وصل مي‌كند، كاملاً برابر با زاويه و مسير حركت خورشيد بامدادي در هنگام اعتدالين است. از آنجا كه هر يك از طبقات زيگورات، كوچكتر از طبقات پاييني خود است، از نگاه ناظري كه در محل رصدخانه ضلع شمالي ايستاده است؛ خورشيد در مدتي كوتاه، چندين بار از پشت زيگورات طلوع و غروب ظاهري مي‌كند. آشنايي كامل و بيشتر با اين پديده مي‌بايست با تماشاي فيلم تهيه‌شده، انجام پذيرد. (براي تماشاي اين فيلم و سخنان ديگر به جلسه‌هاي سخنراني نگارنده در روزهاي يكشنبه هر هفته در بنياد فرهنگي جمشيد 88825212 مراجعه كنيد

متأسفانه برخي كسان بدون هيچگونه دليل يا شاهد علمي، اين بناهاي سه‌گانه را بعنوان قربانگاه و حتي قربانگاه انسان معرفي مي‌كنند كه از پيروان چنين ادعايي تقاضا دارم يا دلايل و شواهد بدست آمده از تصور خود را بيان دارند و يا از تكرار سخنان بدون دليل و مدرك خودداري كنند.

*رضا مرادي غياث آبادي

در ادامه جا دارد كه اضافه كنيم خود زيگورات نيز بنايي نجومي است و شرح آن در عكس هاي زير آورده شده(عكس ها از منوچهر آرين):

 

+ نوشته شده در یکشنبه 19 آذر1385ساعت توسط بختیار |